دفعتا خبر آمد كه فدك از دست رفت و اين براى شما بانوى من كه تازه داغ غصب خلافت ديده بوديد، كم غمى نبود.
كارگزاران شما هراسان آمدند و گفتند:
- خليفه ما را از فدك بيرون كرد و افراد خود را در آنجا گماشت.
شما در بستر بيمارى بوديد. رنگ رويتان زرد بود و دستهايتان هنوز مى لرزيد، فروغ نگاهتان رفته بود و دور چشمانتان به كبودى نشسته بود.
…شما مضطر و مضطرب از بستر بيمارى جهيديد و گفتيد:
- چرا؟!! و شنيديد:
- فدك را هم غصب كردند، به نفع حكومت غصبى.
- چرا؟!
اين چرا ديگر جوابى نداشت، نه فقط كارگزاران شما كه خود خليفه هم براى اين چرا پاسخى نداشت.
من كه كنيزى ام- به افتخار- در خانه شما، مى دانم كه:
»فدك قريه اى است در اطراف مدينه، از مدينه تا آنجا دو- سه روز راه است. اين باغ از ابتدا دست يهود بوده است تا سال هفتم هجرت. در اين سال كه اسلام، نضج و قدرتى فوق العاده مى گيرد، يهود، بيم زده، از در مصالحه درمى آيند و. و اين باغ را به شخص پيامبر هديه مى كند تا در امان بمانند.
پيامبر آن را مى پذيرد و باغ در دست پيامبر مى ماند تا آيه «واتِ ذَالْقُرْبى حَقَّهُ»... نازل مى شود و پيامبر به دستور صريح خداوند، فدك را به شما مى بخشد.«اين، واقعيتى نيست كه كسى بتواند آن را انكار كند. اگر پدرتان رسول خدا هم پيش از ارتحال، همه مسلمانان را جمع مى كرد و سئوال مى فرمود: فدك از آن كيست؟ همه بى تامل مى گفتند:
- فاطمه.
نوشته شده توسط علی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
حضرت امام خمینى(ره) در جهت اعتلاى اسلام و بیدارى جامعه اسلامىهمان مسیرى را پیمود كه رسول اكرم(ص) و ائمه هدىعلیهم السلامدر نوردیده بودند. آن بزرگوار، با تكیه برارزشها و فضایل،انقلاب عظیمى را بنیان نهاد كه از شجره طیبه خاندان عصمت وطهارت طراوت گرفته بود.
روحالله، روشن ضمیر عصر حاضر با عصا و ید بیضاى موسوى، حكمتمصطفوى و شجاعت علوى براى رهایى مظلومان و محرومان كمرهمتبستو دل آنان را به نور امید روشن ساخت. حركت الهى او به مومنانعزت، به مسلمین ابهت و اقتدار و به دنیاى خفته در جهل وبىخبرى مادیت، معنویت عطا فرمود.
به فرمایش مقام معظم رهبرى حضرت آیه الله خامنه اى:
«... امام بزرگوار ما با تكیه به تعالیم اسلام ناب محمدى(ص) وبا اعتماد به ایمان دینى مردم و با شجاعت و اخلاص و توكلكمنظیر خود، راه مبارزه را در میان سختىها و مصایب طاقتفرساگشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبرگونه ذهن و دل مردم را باواقعیتهاى تلخ و راه علاج آن آشنا كرد...» امام خمینى(ره) ازخصالى برخوردار بود كه شایسته اعتنا و احترام است. او، از نظرعلم و عمل، درك عمیق معرفتى و تقواى عملى وعلمى، در حد یكى ازبزرگترین شخصیتهاى جهان اسلام بود. او جان بر طبق اخلاص نهاد وپر صلابت چون كوه پیش رفت تا حق بماند، سنت رسول اكرم(ص) ازغبارهاى بدعت، جمود، خمود و موهومات مصون گردد و فرهنگاهلبیتعلیهم السلام چون جویبارى با صفا كشتزار تشنه انسانیت راسیراب سازد.
نوشته شده توسط علی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
آقاى محمدعلى انصارى مىگوید:
یك روز كه روز شهادت حضرت فاطمه(س) بود، از امام تقاضا شد كهدر جمع برادران دفتر، كه به همین مناسبت تشكیل داده بودند،حاضر شوند. امام آمدند و نشستند، به مجرد اینكه یكى ازبرادران دفتر شروع به خواندن مصیبت كردند، امام با صداىبلندگریه كردند كه ایشان براى ملاحظه حال امام مصیبت را كوتاهكردند و قطرات اشك هم چون دانههاى مروارید برگونههایشان فرومىغلتید و با اینكه دنیا وتبلیغات روى گریه امام تفسیرهاىمختلف مىكنند، امام باكى ندارند كه حتى در صفحه تلویزیون نیزبه خاطر حضرت فاطمه(س)گریه كنند و اشك بریزند.
نوشته شده توسط علی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
|
عشق من پائیز آمد مثل پار | |
|
باز هم، ما باز ماندیم از بهار |
|
|
احتراق لاله را دیدیم ما | |
|
گل دمید و خون نجوشیدیم ما |
|
|
باید از فقدان گل خونجوش بود | |
|
در فراق یاس، مشكی پوش بود |
|
|
یاس بوی مهربانی میدهد | |
|
عطر دوران جوانی میدهد |
|
|
یاسها یادآور پروانهاند | |
|
یاسها پیغمبران خانهاند |
|
|
یاس ما را رو به پاكی میبرد | |
|
رو به عشقی اشتراكی میبرد |
|
|
یاس در هر جا نوید آشتی ست | |
|
یاس دامان سپید آشتی ست |
|
|
در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس! | |
|
بر لبان ما كه میخندید؟ یاس! |
|
|
یاس یك شب را گل ایوان ماست | |
|
یاس تنها یك سحر مهمان ماست |
|
|
بعد روی صبح پرپر میشود | |
|
راهی شبهای دیگر میشود |
|
|
یاس مثل عطر پاك نیت است | |
|
یاس استنشاق معصومیت است |
|
|
یاس را آیینهها رو كردهاند | |
|
یاس را پیغمبران بو كردهاند |
|
|
یاس بوی حوض كوثر میدهد | |
|
عطر اخلاق پیمبر میدهد |
|
|
حضرت زهرا دلش از یاس بود | |
|
دانههای اشكش از الماس بود |
|
|
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه | |
|
میچكانید اشك حیدر را به چاه |
|
|
عشق محزون علی یاس است و بس | |
|
چشم او یك چشمه الماس است و بس |
|
|
اشك میریزد علی مانند رود | |
|
بر تن زهرا " گل یاس كبود " |
|
|
گریه آری گریه چون ابر چمن | |
|
بر كبود یاس و سرخ نسترن |
|
|
گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است | |
|
این جدایی از محمد مشكل است |
|
|
گریه كن زیرا كه دخت آفتاب | |
|
بی خبر باید بخوابد در تراب |
|
|
این دل یاس است و روی یاسمین | |
|
این امانت را امین باش ای زمین |
|
|
گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد | |
|
زمزم از این ابر ابتر خشك شد |
|
|
نیمه شب دزدانه باید در مغاك | |
|
ریخت بر روی گل خورشید، خاك |
|
|
یاس خوشبوی محمد داغ دید | |
|
صد فدك زخم از گل این باغ دید |
|
|
مدفن این ناله غیر از چاه نیست | |
|
جز تو كس از قبر او آگاه نیست |
|
|
گریه بر فرق عدالت كن كه فاق | |
|
میشود از زهر شمشیر نفاق |
|
|
گریه بر طشت حسن كن تا سحر | |
|
كه پر است از لخته ی خون جگر |
|
|
گریه كن چون ابر بارانی به چاه | |
|
بر حسین تشنه لب در قتلگاه |
|
|
خاندانت را به غارت میبرند | |
|
دخترانت را اسارت میبرند |
|
|
گریه بر بیدستی احساس كن! | |
|
گریه بر طفلان بی عباس كن! |
|
|
باز كن حیدر! تو شط اشك را | |
|
تا نگیرد با خجالت مشك را |
|
|
گریه كن بر آن یتیمانی كه شام | |
|
با تو میخوردند در اشك مدام |
|
|
گریه كن چون گریه ی ابر بهار | |
|
گریه كن بر روی گلهای مزار |
|
|
مثل نوزادانی كه مادر مردهاند | |
|
مثل طفلانی كه آتش خوردهاند |
|
|
گریه كن در زیر تابوت روان | |
|
گریه كن بر نسترنهای جوان |
|
|
گریه كن زیرا كه گلها دیدهاند | |
|
یاسهای مهربان كوچیدهاند |
|
|
گریه كن زیرا كه شبنم فانی است | |
|
هر گلی در معرض ویرانی است |
|
|
ما سر خود را اسیری میبریم | |
|
ما جوانی را به پیری میبریم |
|
|
زیر گورستانی از برگ رزان | |
|
من بهاری مرده دارم ای خزان |
|
|
زخم آن گل بر تن من چاك شد | |
|
آن بهار مرده در من خاك شد |
|
|
ای بهار گریه بار نا امید | |
|
ای گل مأیوس من! یاس سپید شاعر : احمد عزیزی |
نوشته شده توسط علی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

فاطمه بضعه مني: فاطمه پاره تن من است. براستي، آدميان خاكي به چه اندازه وجود مقدسه بيبي دو عالم، گوهر پنهان تبليغ، مطهره دوران يعني حضرت فاطمه زهرا (س) را ميشناسيم. ايام غم و اندوه فاطميه فرصتي است مناسب كه معرفت خود را نسبت به اين الگوي زنان و مردان عالم بيشتر كنيم.
فاطمه كيست؟ اوست كه وسيله امداد وجود خاتم در اين عالم است، جنبه فلكي آن حضرت كه نسل اوست، و جنبه ملكوتي آن حضرت كه دين اوست، به صديقه كبري باقي و برقرار است. اوست كه واسطه طلوع كواكب آسمان امامت است. افق زندگاني او مشرق حلم حسني و شجاعت حسينيه و عبادت سجاديه و ماثر باقريه و آثار جعفريه و علوم كاظميه و حجج رضويه و جود نقوي و هيبت عسكريه است.
از حسيني كه مصباحالهدي و سفينهالنجاه است تامهدي موعودي كه منتهياليه مواريث انبياء و (به رزق الوري) و (بوجوده ثبت الارض و السماء) است، ثمرات آن شجره طيبه است كه (اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي اكلها كل حين باذن ربها) و خلاصه كلام آن كه جوهر منكونه خزينه خداوند متعال از صدف عصمت اوست، و سراج منير نبوت انبياء از آدم تا خاتم و مشعل فروزان امامت ائمه هدي به وجود فاطمه زهرا روشن است و آخرين گوهر مكنون اين صدف و كوكب دري اين فلك كسي است كه (يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً) و به وجود او (هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله) تاويل و به ظهور او (و اشرقت الارض بنور ربها) تفسير ميشود. بايد دانست كه قدر آن ليله القدري كه (منزل كتاب الله الاعظم) است مجهول و مقام آن كوثري كه (عطيه رب العرش العظيم) به رسولكريم است، از ادراك ما محجوب است.
آن چه عامه و خاصه به صدور آن از زبان رسولي كه (و ما ينطق عن الهوي) اعتراف كردند و منتقديني كه تمام قدرت خود را در تضعيف اسناد روايات فضائل اهل بيت عصمت به كار بستند از خدشه در سند اين حديث مانده و به صحت آن به تمام مباني و شروط مشايخ حديث شهادت دادند كه رسول خدا فرمود: (فانما هي فاطمه يضعه مني يريبني ما ارابها و يوذيني ما آذاها) و فرمود: (فاطمه يضعه مني فمن اغضبها اغضبني) از فاطمه به پارهاي از انيّت خود تعبير كرد. آن كس كه اول ما خلق و افضل من نطق است و اسم الله الاعظم در اسماء الحسني. و مثل الله علي في الامثال العليا است، او را تافته بافته از وجود خود دانسته و غضب او را غضب خود كه غضب او غضب خداست شمرده و اين مقام خاكي از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست و انعكاس غضب خدا و رسول در غضب صديقه كبري است و به نقل فريقين به فاطمه فرمود (ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك) بالاترين مرتبه كمال انسانيت مقام عصمت است كه رضا و غضب، دائر مدار رضا و غضب خدا باشد.
اگر عصمت كبري به آن است كه انسان كامل به جائي برسد كه به قول مطلق، به رضاي خدا راضي شود و به غضب خدا غضب كند، فاطمه زهرا كسي است كه به قول مطلق، خداوند متعال به رضاي او راضي ميشود و به غضب او غضب ميكند و اين مقامي است كه منشاء خيرالكمل است.
فاطمه فاطمه است، اوست كه مشرق الانوار از نجوم آسمان ولايت و مخزنالاسرار كتاب هدايت است. اوست كه همسر و مادر دوازده رئيس از اولاد اسماعيل است كه خداوند در باب هفدهم در سفر تكوين تورات به حضرت ابراهيم خبر داد . اوست كه در مكاشفات يوحنا علامتي است عظيم كه در آسمان ظاهر شده، زني است كه آفتاب را در بردارد و ماه زير پاهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است.
او در سوره حم تاويل ليله مباركهاي است كه (فيها يفرق كل امر حكيم) اوست كه در قرآن مجيد جمع منحصر به فرد (شاءنا) است. او و شوهرش درياي نبوت و علمي هستند كه (مرج البحرين يلتقيان) به آن دو مؤول است. او در زمانه يگانه زني است كه خداوند متعال دعاي او را روز مباهله همطراز دعاي خاتم النبيين وسيدالوصيين قرار داده است. او در دهر، يكتا زني است كه تاج (انما نطعمكم لوجه الله لانريد عنكم جزاء و لا شكورا) را بر سر نهاده است.
اوست كه رسول خدا در شب معراج ديد كه در در بهشت نوشته شده است (فاطمه خيره الله) آري، احمد مختار بايد تا شايسته آن خيره الله باشد، اوست كه رسول خدا فرمود: (و ابعث علي البراق خطوها عند اقصي طرفها و تبعث فاطمه امامي) او را همان بس كه امام (امام الاولين و الاخرين) يوم النشور محشور شود كه تجلاي (يسعي نورهم بين ايديهم) است. آن هم نوري كه پيشاپيش كسي در روز جزا مبعوث ميشود كه خداوند متعال در قرآن مجيد او را سراج منير ناميده و در آيه نور مثل نور خود قرار داده است.
در شخصيت او همين بس كه اول شخص وارد بر بساط قرب (في مقعد صدق عندمليك مقتدر) است (اول شخص تدخل الجنه فاطمه) و چون در مستقر رحمت حق قرار گيرد انبيا يكسر به زيارت او بيايند (زارك آدم و من دونه من النبين).
او يگانه گوهري است كه خداوند متعال به بعثت پيغمبر خاتم بر مومنين منت نهاد و فرمود (لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولاً من انفسهم) و به امتداد اشعه وجود آن حضرت به وجود آن گوهر بر سر آن سرور منت نهاد و فرمود: انا اعطيناك الكوثر فصل لربك وانحر ان شانئك هو الابتر. خزائن علوم ائمه معصومين عليهالسلام بعد از قرآن مبين در سه كتاب مخزون مكنون خلاصه ميشود: جفر، جامعه، مصحف فاطمه. كه چون رسول خدا صليالله عليهوآله از دنيا رفت و صديقه كبري در فراق پدر به حزني شديد گرفتار شد بر طبق حديث صحيح از امام ششم جعفربن محمد الصادق عليهالسلام جبريل براي دلداري آن حضرت به خدمتش مشرف ميشد و او را از مكان پدر خبردار ميكرد و به آنچه بعد از او در ذريه او واقع ميشود خبر ميداد و اميرالمومنين عليهالسلام مينوشت. و آن مصحف گنجينه علم مايكون شد بايد دانست كه چه قدرتي در آن نفس قدسيه و چه جاذبهاي در آن بضعه حقيقت محمديه بود كه شديد القوي از افق اعلي و روح الامين از سدره المنتهي مقهور آن قدرت و مجذوب آن حقيقت ميشد.
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

خطبتها عليهاالسلام بعد غصب الفدك
روى انّه لمّا أجمع أبوبكر و عمر علي منع فاطمة عليهاالسلام فدكاً و بلغها ذلك،لاثت خمارها علي رأسها، و اشتملت بجلبابها، و أقبلت في لمّة من حفدتها و نساء قومها، تطأ ذيولها، ما تخرم مشيتها مشية رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله،حتّى دخلت علي أبيبكر، و هو في حشد من المهاجرين و الانصار و غير هم، فنيطت دونها ملاءة فجلست، ثم أنّت أنّة أجهش القوم لها بالبكاء، فارتجّ المجلس، ثم أمهلت هنيئة.
حتّى اذا سكن نشيج القوم و هدأت فورتهم، افتتحت الكلام بحمداللَّه و الثناء عليه و الصلاة علي رسوله، فعاد القوم في بكائهم، فلمّا أمسكوا عادت في كلامها فقالت عليهاالسلام:
اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلي ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلي ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها، وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها، وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها، جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها، وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها، وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَني بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها.
روايت شده: هنگامى كه ابوبكر و عمر تصميم گرفتند فدك را از حضرت فاطمه عليهاالسلام بگيرند و اين خبر به ايشان رسيد، لباس بتن كرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فاميل و خدمتكاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حاليكه چادرش به زمين كشيده مىشد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پيامبر خدا بود، بر ابوبكر كه در ميان عدهاى از مهاجرين و انصار و غير آنان نشسته بود وارد شد، در اين هنگام بين او و ديگران پردهاى آويختند، آنگاه نالهاى جانسوز از دل برآورد كه همه مردم بگريه افتادند و مجلس و مسجد بسختى به جنبش درآمد.
سپس لحظهاى سكوت كرد تا همهمه مردم خاموش و گريه آنان ساكت شد و جوش و خروش ايشان آرام يافت، آنگاه كلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اينجا دوباره صداى گريه مردم برخاست، وقتى سكوت برقرار شد، كلام خويش را دنبال كرد و فرمود:
حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شكر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شكر بر او بر آنچه پيش فرستاد، از نعمتهاى فراوانى كه خلق فرمود و عطاياى گستردهاى كه اعطا كرد، و منّتهاى بىشمارى كه ارزانى داشت، كه شمارش از شمردن آنها عاجز، و نهايت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراك دورتر است، و مردمان را فراخواند، تا با شكرگذارى آنها نعمتها را زياده گرداند، و با گستردگى آنها مردم را به سپاسگزارى خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به اين نعمتها آنها را دو چندان كرد.
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
سرت را به شيشه پنجره تكيه داده اى. ماشين از پليس راه مى گذرد و هر لحظه به شهر نزديك تر مى شود، دلت بهانه مى گرفت، هواى او را كرده بود كه پا در سفر گذاشتى از لحظه اى كه ساك را بسته اى و راه افتاده اى هر لحظه بى تابتر شده اى از بلنداى جاده به شهر خيره مى شوى نگاهت از روى ساختمان ها مى گذرد. چشمان تشنه ات در التهاب عطش مى سوزند. چيزى را مى كاوند كه خود نمى دانى، دلت گواهى روشنى مى دهد. در تابش نور آفتاب تشعشع خيره كننده «گنبد طلايى» حرمش چشمانت را به آتش مى كشد. نگاه تشنه ات بر روى گنبد قفل مى شود، مى ماند. گويى به آنچه مى طلبيده رسيده است...
نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
حرم, کعبه دل است
و حرمت آن به احرامیست که
محرم دلداده به تن کرده ومحرم دلدار گشته است.
................................................................
خوش آمدید
هدف , درج نکاتی است از صاحبان حرم دل برای لحظه ای تفکر دلدادگان.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY